لی‌لی.

لطفا مرا بالا بیاورید بالام جان

یکی دیگر از عناوینی که دارم، یعنی به جز سمت‌های: یک کارمند حرف‌گوش‌کن خنگ برای مدیرم، یک زن شلخته‌ی سربه‌هوای دمدمی‌مزاج برای همسرم، یک نقاش بی‌دست‌و‌پای ایده‌آلیست عمل‌ناگرا برای خودم، یک مشاور‌خانواده و حقوق‌زنان برای مادرم و یک افتخارآفرین در عرصه‌های علم برای پدرم، سمت لله‌گی(للگی؟) همسرم برای مادرشوهرم است، که با کمال سخاوت آن‌را پس از آزمون‌های عجیب و غریب به بنده تفویض‌اختیار نموده است و هربار که با هم تلفنی خوش‌وبش می‌کنیم، باید به سوالاتش مبنی بر نحوه‌ی مراقبت از گل‌پسرش هم پاسخ بدهم و نصایحش را مبنی بر طریقه‌ی بهتر نگهداری ایشان به گوش‌جان بشنوم.

چطوراست بروم بر لب‌جویی بنشینم و انگشتی به ته‌حلقم بزنم و تمامی این القاب را بالابیاورم و گذرعمر را ببینم که چطور رنگارنگ و پر از ته‌مانده‌های جویده‌نشده در جوی می‌ریزد؟

+ ; ۸:٤٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()