خواستم وارد وبلاگم شوم. نیم‌ساعت داشتم اسم‌رمز امتحان می‌کردم تا یادم بیاید چطور وارد وبلاگم می‌شدم. ترسیدم. آن‌بار که اتوبوسی که نسرین تویش نشسته بود، داشت به کوه برخورد می‌کرد و نسرین و یک عاقله‌مردی که دو سه ردیف عقب‌تر نشسته بود، وسط راهروی اتوبوس از ترس هم‌دیگر را بغل کرده بودند و مرد هی داد زده بود:"یا ابوالفضل! یا ابوالفضل!..." و اتوبوس به کوه نخورده بود و نسرین و مرد با خجالت به هم‌دیگر نگاه کرده بودند و همدیگر را ول کرده بودند و نسرین این خاطره‌اش را با خنده برای ما تعریف می‌کرد، هیچ‌کدام‌مان نمی‌دانستیم که چندسال بعد نسرین قرار است همین صحنه را دوباره ببیند و توی ماشین خودش باشد و بچه‌اش بغلش باشد و این‌بار بخورد به کوه و بمیرد. عجیب نیست که هر نشانه‌ای مرا به خاطراتی می‌برد که نمی‌دانم برایم اتفاق افتاده‌اند، یا می‌خواهند اتفاق بیفتند. فکر کردم این‌که این‌قدر با وبلاگم غریبه شده‌ام، نکند نشانه‌ی وقتی باشد که دیگر نمی‌شناسم‌اش، من نباشم، وبلاگم نباشد، نوشتن نباشد؟ برای همین به خودم گفتم شاید بد نباشد که بیایم و هر روز توی وبلاگم یک زوری بزنم، شاید راهی باز شد، شاید یادم رفت، شاید یادم آمد. 

/ 12 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابائی

سلام خوشحالم که دوباره نوشتی و این یعنی هستی وقت کردی یک سر بیا کلاس

غزال

بنويس. زياد، كم، با هدف، بي معني...فقط بنويس كه اين تسلاي تو و ماست :**

مریم

نشانه گرفتنت هم با درد و زیباست . خدا کند که بیایی و زورت را بزنی. چون من وبلاگت رو خیلی دوست دارم.

رقی

الان من گیج شدم. من ی لیلی میشناسم تو ریدرم دارمش وبلاگشو و میخونم هر از گاهی. خیلی طناز و بذله گو. الان شما همونی؟ ک قبلا خارجه بودی نمیدونم کجا؟ که تو گروه تپلان بودی؟ که الان آمانیتو هستی تو ف.ب؟ گیج شدم رف

باغ تماشا

خوش برگردی .من جایم راعوض کردم .بیایی سر بزنی خوشحال میشوم لی لی لطفا سر بزن و نظر بده .قبلا راحت نبودم حالا میخواهم راحتتر بنویسم .لطف کن یک سر بزن

مژده الفت

تحلیل نشانه رو دوست داشتم. گاهی اگه خوب نگاخ کنیم خیلی چیزا نشانه س. تصمیم خوبی گرفتین به هرحال. حضور تا وقتی حوصله و توانش هست، بهتر از عدم حضوره.

ماری

مثلن گم شدن حلقه! میگن نشونه ی جدا شدنه ! من از نشونه ها می ترسم واسه همین هیچ وقت حلقه م رو دستم نمیکنم !!

samira

bachash chi, zende moond? alan kojas, chand saleshe? ghamgin shodam...

سوژه

سلام روان می نویسید و به نوعی مثل من با نشانه ها آشنایی دارین از پیدا کردنتون خوشحالم